کد مطلب: 24408 تعداد بازدید: ۹۶

بحرانی به نام شل حجابی

سه شنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۷
اصول و آموزه‌هاي ثابت ديني را بايد از رسم و رسومات نسل‌هاي گذشته و سنن ناسازگار با شتاب زمانه و آداب قومي و ملي جدا ساخت. نبايد به بهانه حفظ آداب و رسوم، با دستاوردهاي تحولات علمي و صنعتي جديد که هيچ‌گونه مغايرتي با مباني و ارزش‌هاي اصيل مذهبي ندارند، به مخالفت برخاست و به تکفير و تفسيق جوانان روي آورد.

بحراني به نام شل‌حجابي

بيش از سی سال از پيروزي انقلاب و استقرار نظام اسلامي ‌مي‌گذرد؛ انقلابي که بيش از آنکه سياسي باشد، فرهنگي بود. در اين مدت، تمامي‌رسانه‌هاي ارتباط جمعي مروج اسلام و مبلغ ارزش‌هاي اسلامي ‌بوده و چندين نهاد، سازمان و ارگان ، ‌متولي آموزش و تربيت و ترويج سنن و آداب مذهبي بوده است. سازمان تبليغات اسلامي، دست‌اندرکار نگاهباني و پرورش فرهنگ اسلامي ‌در سراسر کشور و حتي خارج از کشور است. سازماني تبليغات حوزه علميه قم ، مسؤوليت حفظ و حراست ارزش‌هاي ديني و گسترش آموزه‌هاي فرهنگ مذهبي را بر عهده دارد. هيأت‌هاي بي‌شمار ديني درحسينيه‌ها و مساجد، پاسدار سنن و آداب شرعي و برگزارکننده مراسم مذهبي در مناسبت‌هاي تاريخي و مذهبي است. هزاران واعظ، روحاني و عالم ديني در طول سال در شهر و روستا بر روي منابر به ارشاد خلايق مشغولند. نظام آموزشي کشور، در تمامي‌مقاطع تحصيلي توسط کارشناسان و متوليان مذهب، سامان يافته و همه كتاب‌هاي درسي به وسيله خبرگان تعليم و تربيت اسلامي‌تدوين شده است.پنج کانال رسمي ‌تلويزيوني و ده‌ها کانال رسمي‌سراسري و منطقه‌اي راديويي به موازات شماري فراوان همايش‌هاي موسمي‌و سنواتي و سمينار‌هاو اردوهاي پرورشي و... مروج مسائل عقيدتي و ناهي منکرات ديني و پاسدار حرمت‌هاي فردي و اجتماعي بوده است.

با وجود همه اينها، اسلام را در خطر يافته و تلويحاً اعلام مي‌داريم، همه کارهاي صورت گرفته مذکور در بالا و تمامي ‌انرژي‌هاي بيکران صرف شده و نيروي بي‌شمار انساني و بودجه‌هاي کلان به کار گرفته شده، بي‌حاصل بوده است. از وضع فرهنگي جوانان مي‌ناليم و از «بدحجابي»، «شل‌حجابي» و «کم‌حجابي» شکوه سر مي‌دهيم و هر از چند گاهي با بسيجي مقطعي و اعتراضات خياباني و بگير و ببند ‌عاري از ملاحظاتي روان‌شناختي و احياناً مجازات‌هاي جسمي‌، روحي و مالي، در پي اصلاح دختران و پسران و حتي بزرگسالاني هستيم که به زعم ما پايبند ارزش‌هاي ديني و فرهنگ ملي اسلامي‌نيستند.

پس از مدتي با انذارها، اشارات و تذکرات فرهيختگان و برخي بزرگان دين و سياست متوجه مي‌شويم که «اين ره که مي‌رويم، به ... است».

چند صباحي مي‌گذرد و دوباره پيش‌خطبه‌اي در نماز جمعه، نطق پيش از دستوري در مجلس و سرمقاله‌اي در روزنامه‌اي، از وضع بد و غيرقابل‌تحمل اخلاق جوانان مي‌نالد و در پي آن با اعلام راهپيمايي و مراسم ارشاد خياباني، مواجه مي‌شويم و دنيا را متوجه عواقب شبيخون فرهنگي «غرب» کرده و راه‌هاي نجات نسل جوان را از منجلابي که در آن غوطه‌ور است، به عالميان نشان داده و آن را چاشني وعده جامعه‌اي پاک و نمونه و الگويي ارزشمدار براي جهانيان مي‌سازيم.

مدتي مي‌گذرد و دوباره «روز از نو و روزي از نو»؛ «بدحجابي» بدتر، «شل‌حجابي» شل‌تر، رنگ‌ها و مدل‌هاي لباس‌هاي زننده، زننده‌تر و مفاسد اجتماعي گسترده‌تر شده و برخوردها وسيع‌تر مي‌شود.

و سر انجام در کنار همه اين تدابير، با برگزاري وسيع و تبليغات رسانه‌اي دعاهاي دسته‌جمعي، تعجيل در ظهور منجي موعود و مهدي منتظر(عج)، کار صلاح، اصلاح و فلاح را به مصلح و عدل‌گستر نهايي وا مي‌گذاريم.

راستي اشکال کار در کجاست؟

نگاهي به سال‌هاي پيش از انقلاب

در دهه‌هاي منجر به پيروزي انقلاب اسلامي،‌از هيچ‌کدام از سازمان‌ها، نهاد‌ها، رسانه‌ها، اردو‌ها، سمينارها، منابر، مجلات، کتاب‌ها، روزنامه‌هاي ارزشي و حوزه‌هاي ترويج و تبليغ که در بالا به آنها اشاره شد، خبري نبود. در عوض فيلم‌ها، نمايشنامه‌ها، سريال‌هاي تلويزيوني، شب‌نشيني‌ها، جشن‌ها و برنامه‌هاي پرزرق‌وبرق ضدديني، به کار فرهنگ‌زدايي و ترويج بي‌بندوباري، برهنگي و گسترش بساط عيش و طرب و سکس وقيحانه و حتي همجنس‌بازي مشغول بودند. برنامه‌هاي هنري و جشن‌هاي فرهنگي پر از مفسده‌هاي گوناگون به موازات تشکيلات گسترده کاخ جوانان و تشويق دختران و پسران به عضويت در آن و شرکت در اردوهاي مختلط تابستاني در سواحل درياي شمال و جشنواره‌هاي موسمي‌، امري رايج بود. ورود بانوان با حجاب اسلامي‌(حتي بدون چادر) به برخي هتل‌ها نظير «متل قو» در شمال و به بعضي کلوب‌هاي حتي دانشگاهي ممنوع بود.

از تشکيلات تبليغاتي حوزه علميه قم نه تنها خبري نبود، بلکه علما و روحانياني که به دليل احساس وظيفه شرعي، به ارشادمی پرداختند، سر از زندان و تبعيدگاه درمی آوردند. قلم‌هاي دردمندان، شکسته و نفس‌هاي آنان در سينه حبس بود.

دانشگاه، کانون مروجان فرهنگ ضدديني بود. از آمران، ناهيان، متوليان، مروجان، مبلغان، مرشدان ديني و حافظان دين و ايمان دختران و پسران و گشت‌هاي خياباني پاسداران عفت خصوصي و عمومي ‌زنان و مردان، چه در حريم خانواده و چه در مجالس عروسي و جشن‌هاي کوچک و بزرگ، خبري نبود.

آموزش و پرورش و مقولات هنري به سوي فرهنگ ضدديني و ضد اسلامي بود.

در چنان شرايط و اوضاعي، پيشگامان سياست و دين بپا مي‌خيزند. عده آنان در قياس با امکانات و ابزار سردمداران فرهنگ جور و تباهي، بسيار اند ک بود. در همان زمان امام مي‌گفت، اگر اين راديو و تلويزيون فقط هفته‌اي دو ساعت در اختيار ما باشد، «نه از تاک، نشاني خواهد ماند و نه از تاک‌نشان».

امام به ترکيه و سپس به عراق تبعيد مي‌شود و سياسيون دانشگاهي مبارز و مسلمان و روحانيون مجاهد، يکي پس از ديگري روانه زندان مي‌گردند.شهيد مطهري کار سنتي حوزوي را رها کرده به محيط‌هاي آکادميک روي مي‌آورد. شهيد بهشتي با تأسيس مراکزي آموزشي به ميدان مبارزه فرهنگي گام مي‌نهد. حسينيه ارشاد تأسيس مي‌شود و علي شريعتي به کمک معدود روشنفکران مذهبي، حرکت انفجاري و توفنده فرهنگي و مذهبي خود را نه در غالب شيوه‌هاي کهن و آداب رايج سنتي، بلکه برخاسته از راه و رسمي ‌علمي‌و نوين و متناسب با اقتضائات دوران جديد، پي مي‌افکند.

اسلام ناب محمدي ، نقاب از رخساره بر مي‌کشد و روشنگري آغاز مي‌شود. ابزار کار، علم است و منطق و شيوه عمل، لطف است و مرحمت و روش تبليغ، آموزش قرآني «جدال احسن» است. مروت با دوستان و مدارا با دشمنان، مرام عام مي‌شود.

محافل عيش و نوش و طرب جوانان به کانون‌هاي بحث و تبادل نظر با پيروان مکاتب جديد نظير اومانيسم، مارکسيسم، اگزيستانسياليسم، پوزيتيويسم و.....تبديل مي‌گردد. جوش و خروشي فزاينده شکل مي‌گيرد.

در خارج از کشور نيز جوانان مسلمان در قا لب انجمن‌هاي اسلامي‌به ترويج فکر و انديشه ديني مشغول مي‌شوند. از چيزي که خبري نيست، روش‌هاي تربيتي ارعاب وتهديد است . ميدان، ميدان عرضه فکر، منطق و استدلال است. با آنکه در آن فضا و در آن محيط، نهاد‌هاي حافظ و مسؤول ارزش‌هاي ديني وجود نداشت ، ولي روش‌هاي محبت‌آميز، معقول و منطقي جوانان مسلمان سبب مي‌شد، بيشتر جواناني که به قصد تحصيل به اروپا مي‌آمدند، به دين و به فرهنگ ايراني اسلامي‌و ارزش‌هاي ملي و مقدس خود پايبند بمانند و حتي موفق شوند به تعميق عاطفه و انديشه ديني خود نيز بپردازند.

آيين و مرامي ‌که انجمن‌هاي اسلامي‌از آن پيروي مي‌کردند، برخاسته از مکتبي بود که پيشگامان روشنفکري ديني، امام خميني و ياران طراز اول ايشان مبلغ آن بودند. خوشرويي، ملاطفت، نرمخويي، شيوه بحث استدلالي، عدم تفحص در امور داخلي و خصوصي دانشجويان و کمک به حل مشکلات مالي و تحصيلي آنان، راه و رسمي‌بود که پيوسته مورد تذکر و حمايت بزرگان مذکور بود. همين مرام و آيين، باعث گسترش و تقويت کمي‌و کيفي روزافزون انجمن‌هاي اسلامي‌در مقابل سازمان‌هاي دانشجويي غير مذهبي شده بود.

سري هم به اروپاي امروز مي‌زنيم، به رغم محدوديت‌هاي شغلي، آموزشي و اجتماعي که دختران و زنان جوان مسلمان در اروپا با آن مواجه هستند، هر روزه بيش از پيش شاهد حضور آنان با حجاب اسلامي در مجامع و محافل مختلف هستيم. آيا وجود سازمان‌هاي مختلف مراقب حجاب، اخلاق، نماز و روزه و شعائر ديني، عامل اين پايبندي به دستورات ديني است؟ آيا ترس از شلاق و... باعث روي آوردن اين جوانان به ارزش‌هاي ديني و اسلامي در آن محيط‌ها شده است؟ آيا راهپيمايي‌هاي موسمي و تظاهرات ارعاب‌آميز خياباني، اين جوانان را به آئين هاي مذهبي سوق داده است؟

در ترکيه، با وجود حکومتي لاييک، با تعهدات روز افزون جوانان به شريعت اسلامي و حجاب متين دختران و زنان مواجه مي‌شويم. در هيچ يک از کشورهاي اسلامي نظير سوريه و الجزاير، با اعمال فشار از ناحيه حکومت براي حفظ شعاير ديني و سنن مذهبي روبرو نمي‌شويم. با وجود آن، کيفيت حجاب و نوع پوشش اختياري زنان مسلمان، عمق باور ديني آنان را جلوه‌گر مي‌سازد. در هيچ کدام از اين کشورها، ماهواره‌هاي تصويري، اثرات تربيت ديني جوانان را خنثي نساخته است. در هيچ کدام از اين سرزمين‌هاي اسلامي، ناهيان منکر به چوب و چماق توسل نمي‌جويند.

چرا در جامعه‌اي که همه‌گونه امکانات و ابزار و شرايط طرب و عيش و عشرت و بي‌بندوباري فراهم است،جوانان مسلمان اين‌گونه‌اند، ولي در جامعه‌اي مانند ايران که هيچ کدام از اين عوامل رايج نمي‌باشدوتمامي امکانات رسانه‌اي، انتشاراتي، تبليغي، آموزشي و تربيتي و... در کنار ابزار هاي بر حذر دارنده ،هر از چندي بايد به

راهپيمايي و نطق و خطابه و موعظه‌هاي تهديدآور و بگيروببند و نيز توقيف و مصادره آنتن‌هاي ماهواره‌اي و گيرنده‌هاي امواج تصويري متوسل شويم؟

آيا از اين راه و رسم‌هاي تربيتي، تا به حال سودي برده‌ايم؟

اگر اين روش‌ها کارساز بوده‌اند، چه نيازي به تکرار آنها وجود دارد؟

آيا هنوز زمان آن نرسيده است که به شرايط حاکم بر جامعه در دهه‌هاي پيش از انقلاب برگرديم و راه و رسم برگزيده امام در معرفي اسلام ناب محمدي و شيوه‌هاي تبليغي شهيد مطهري و شهيد بهشتي در پرورش نسلي انقلابي، متعهد، جهادگر و منش و آيين و مرام آموزشي امام صدر در لبنان آن روز، در خلق قومي مجاهد و نستوه و مسلمان و روشن‌بين را مرور کنيم و از همه آنها چراغي براي روشن کردن راه تربيت و دنياي آينده فرزندان اين مرز و بوم فراهم آوريم؟

آزادي، نشاط و زيبايي، سه عنصري هستند که روح، روان و جسم جوان را به خود مي‌کشانند. هر فرد، هر فکر، هر فرهنگ و هر حکومتي که اين عناصر را براي جوانان فراهم سازد، آنان را در حيطه اقتدار خود خواهد ديد. اسلامي که امام خميني و يارا نش ، مروج و سردمد ار آن بودند، مملو بود از زيبايي، شادي‌زايي، نشاط آفريني، آزادي و آزادگي. پر واضح است که منظور از نشاط و شادماني، عيش و طرب‌هاي مهوع که جز مردابي براي روح و جز سرابي براي جسم نيست، نمي‌باشد.

شادي و نشاطي که جوان عازم ميدان شهادت را در بر مي‌گيرد، در کدام مکتب غيرديني سراغ مي‌توان گرفت؟ آن آزادي و آزادگي که از عبوديت ذات حق نشأت مي‌گيرد، در کجاي ديگر يافت مي‌شود؟ کدام زيبايي را مي‌توان همسنگ جلوه‌هاي منبعث از ذات مطلق و هستي‌بخش فياض ديد؟

اسلام امام و ديني که کارمايه انقلاب اسلامي بود، عامل حرکت، نويدبخش آزادي، پيام‌آور نشاط و خالق زيبايي‌ها بود و مگر جز با همين فرهنگ و مکتب، مي‌شد ملتي را در آن زمان و در آن شرايط، اين‌چنين يکپارچه و آن‌چنان مصمم و انقلابي، به سوي آزادي و رهايي از يوغ استبداد داخلي و استيلاي خارجي راهبري کرد؟

به نظر مي‌رسد براي برون‌رفت از معضل کنوني بايد:

با يک حرکت جمعي، به ريشه‌يابي مشکلات فرهنگي و عقيدتي نسل جوان پرداخت. اين مهم بايد با مشارکت کارشناسانه و عالمانه متخصصين امور روانشناختي و تربيتي انجام پذيرد.

علماي روشن‌ضمير ديني و روحانيون آشنا و آگاه به مقتضيات زمان، بايد اصول راهنماي آموزش‌هاي ديني را بر اساس نگرش و بينش اسلام نابي که بنيان‌گذار جمهوري اسلامي، مروج آن بود، تدوين نمايند. آثار منتشرشده از شهيد مطهري، منابع و مآخذ بسيار خوبي براي اين منظور مي‌باشد.

با تفکيک انديشه ديني از عاطفه ديني، راه و رسم تعميق هر کدام را با بهره‌گيري از فلسفه و عرفان و علوم جديد و نيز استفاده از تمامي مظاهر و جلوه‌هاي هنر اعم از موسيقي و تئاتر و سينما و.... مشخص و تبيين نموده و در اختيار رسانه‌هاي ارتباط جمعي و نيز نهاد‌هاي آموزشي قرار داد.

تنگ‌نظري‌هاي مقدس مآبانه و خشک‌سري‌هاي متحجرانه بايد يکسره از منظر و مرآي نسل جوان کنار رود.

شکاف موجود و اجتناب‌ناپذير ميان پيروان سنت‌هاي ديرين و طالبان مدرنيته، نبايد به خصومت و جدال منتهي شود. هيچ‌کدام نبايد براي تحقق بنيان‌هاي فکري و عملي خود از ابزار حکومت و رانت‌هاي قدرت بهره جويند. اعمال سليقه‌هاي فردي در امور اجتماعي و تحميل جابرانه مرام فردي به عنوان راهکار اجتماعي، جز به تعميق شکاف موجود منجر نخواهد شد.

دنياي کنوني، دنياي ارتباطات است. تحولات و تطورات اجتماعي، شتابي سرسام‌آور پيدا کرده‌اند. نمي‌توان در حال و هواي روزگار گذشته نفس کشيد و انتظار توقف چرخ زمانه را داشت. جوانان ما قدرت انطباق خود را با شتاب تحولات پيدا کرده‌اند. اين انطباق‌پذ‌يري لزوماً به معني گريز از دين و ارزش‌هاي ديني نيست. روحيه چنين جواني با رسم و رسومات گذشته، ناسازگار است. ارزش‌هاي ملي، ديني و فرهنگي، بايد دوباره مورد بازبيني و بازخواني قرار گيرند. آنچه اصل است و اصيل بايد با زبان روز بيان شود و آنچه با معيارهاي عقلي و اصول تحول ناسازگار است، به موزه‌هاي آداب و رسوم سپرده شوند.

اصول و آموزه‌هاي ثابت ديني را بايد از رسم و رسومات نسل‌هاي گذشته و سنن ناسازگار با شتاب زمانه و آداب قومي و ملي جدا ساخت. نبايد به بهانه حفظ آداب و رسوم، با دستاوردهاي تحولات علمي و صنعتي جديد که هيچ‌گونه مغايرتي با مباني و ارزش‌هاي اصيل مذهبي ندارند، به مخالفت برخاست و به تکفير و تفسيق جوانان روي آورد.

از راه و رسم ارعاب و تهديد و تحقير و تنبيه و از شيوه‌هاي خشن، آمرانه، سلبي و خصومت‌آفرين که با روحيه مهرطلبي، زيباپسندي و آزادي‌خواهي فطري جوانان مغاير است، بايد يکسره دوري گزيد.

به جوانان نيز بايد تفهيم گردد که پيشرفت و تکامل، جز با حفظ ريشه‌هاي هويت‌ساز فرهنگي و استواري بر مباني انسان‌ساز ديني و پايبندي به ارزش‌هاي متعالي الهي، حاصل نمي‌آيد.