کد مطلب: 19620 تعداد بازدید: ۵۲

دلایل بزرگداشت اربعین

چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۵
روز 20 صفر ـ يعني اربعين ـ زماني است که حرم امام حسين(ع) يعني کاروان اسرا، از شام به مدينه بازگشتند و روزي است که جابر بن عبدالله انصاري، صحابي رسول خدا(ص)، از مدينه به کربلا رسيد تا به زيارت قبر امام حسين(ع) بشتابد و او نخستين کسي است که قبر آن حضرت را زيارت کرد.

روز 20 صفر ـ يعني اربعين ـ زماني است که حرم امام حسين(ع) يعني کاروان اسرا، از شام به مدينه بازگشتند و روزي است که جابر بن عبدالله انصاري، صحابي رسول خدا(ص)، از مدينه به کربلا رسيد تا به زيارت قبر امام حسين(ع) بشتابد و او نخستين کسي است که قبر آن حضرت را زيارت کرد.
در اين روز، زيارت امام حسين(ع) مستحب است و اين زيارت، همانا خواندن زيارت اربعين است.
شيخ طوسي سپس متن زيارت اربعين را با سند به نقل از حضرت صادق(ع) آورده است: السلام علي ولي الله و حبيبه، السلام علي خليل الله و نجيبه، السلام علي صفي الله و ابن صفيه...
اين مطلبي است که شيخ طوسي، عالم فرهيخته و معتبر و معقول شيعه در قرن پنجم درباره اربعين آورده است. طبعا براساس اعتباري که اين روز ميان شيعيان داشته است، از همان آغاز که تاريخش معلوم نيست، شيعيان به حرمت آن، زيارت اربعين مي‌خوانده‌اند و اگر مي‌توانسته‌اند مانند جابر بر مزار امام حسين(ع) گرد آمده و آن امام را زيارت مي‌کردند. اين سنت تا به امروز در عراق با قوت برپاست و شاهديم که ميليونها شيعه عراقي و غير عراقي در اين روز بر سر مزار امام حسين(ع) جمع مي‌شوند.
در اينجا و در ارتباط با اربعين، چند نکته را بايد توضيح داد.
1ـ عدد چهل
نخستين مسأله‌اي که در ارتباط با «اربعين» جلب توجه مي‌کند، تعبير اربعين در متون ديني است. ابتدا بايد نکته‌اي را به عنوان مقدمه يادآور شويم: اصولا بايد توجه داشت که در نگرش صحيح ديني، اعداد نقش خاصي به لحاظ عدد بودن، در القاي معنا و منظوري خاص ندارند؛ به اين صورت که کسي نمي‌تواند به صرف اينکه در فلان مورد يا موارد، عدد هفت يا دوازده يا چهل يا هفتاد به کار رفته، استنباط و استنتاج خاصي داشته باشد. اين يادآوري، از آن روست که برخي از فرقه‌هاي مذهبي، بويژه آنها که تمايلات «باطني‌گري» داشته يا دارند و گاه و بيگاه خود را به شيعه نيز منسوب مي‌کرده‌اند، و نيز برخي از شبه فيلسوفان متأثر از انديشه‌اي درباره اعداد يا نوع حروف بوده و هستند.
در واقع، بسياري از اعدادي که در نقلهاي ديني آمده، مي‌تواند براساس يک محاسبه الهي باشد، اما اينکه اين عدد در موارد ديگري هم کابرد دارد و بدون يک مستند ديني مي‌توان از آن در ساير موارد استفاده کرد، قابل قبول نيست. به عنوان نمونه، در دهها مورد در کتابهاي دعا، عدد صد به کار رفته که فلان ذکر را صد مرتبه بگوييد، اما اين دليل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمي‌شود. همين طور ساير اعداد طي روزگاران، صورت تقدس به خود گرفته گاه سوء استفاده‌هايي هم از آنها مي‌شود. تنها چيزي که درباره برخي از اين اعداد مي‌شود گفت، آن است که آن اعداد معين نشانه کثرت است. به عنوان مثال، درباره هفت چنين اظهار نظري شده است. بيش از اين هر چه گفته شود، نمي‌توان به عنوان يک استدلال به آن نظر کرد.