کد مطلب: 14483 تعداد بازدید: ۱۹۴

زمينه هاي رواني ايستادگي در مقابل فرمان الهي

سه شنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۴
انسان در واقع دارا ي سه بعد است : 1 - بعد حيواني 2- بعد انساني 3- بعد الهي يا به عبارتي خود ِخودِ انسان . يعني انسان داراي سه لايه ي طبيعي ، مثالي و عقلي است . آنچه مهم است وجود اين بعد روحاني در پيكره ي او مي باشد با هر نام و عنواني .
 
 
 
شوراي عالي حوزه ي علميه ي قم
مركز مديريت حوزه هاي علميه خواهران
مدرسه علميه حضرت معصومه (علیهاسلام)
دماوند
 
تحقيق پاياني سطح 2 (كار شناسي)
 
 
 
 
موضوع :
زمينه هاي رواني ايستادگي در مقابل فرمان الهي
 
 
 
 
 
 
استاد راهنما:
جناب آقاي حامد رمضانعلي
 
محقق
فاطمه حاجي اسدالهي
 
شهريور 1386
 
 
 
 
 
چكيده :
       قرآن كريم آخرين و كامل ترين كتاب هدايت انسانها ، از دو منظر انسان را مورد بررسي قرار مي دهد.
اولا او را بر خلاف تعريف رايج (حيوان ناطق) ، حيّ متأله (موجود زنده الهي) مي خواند كه فطرتا گرايش به تألّه در او وجود دارد ؛ و ثانيا چگونگي باروري و شكوفايي اين امر را و راه رسيدن به كمال وجودي او را تا رسيدن به مقام خليفه اللهي بيان مي كند . (اني جاعل في الأ رض خليفه)
       براي رسيدن به اين مقام والا تنها بعد خاكي (جسم ) انسان كفايت نمي كند ، بلكه نياز به يك بعد غير جسماني و روحاني نيز حس مي شود . اين بعد غير جسماني همان نفس و روح انسان است كه با عناوين مختلفي چون فطرت ،جان، قلب ،عقل و... از آن ياد شده است ، كه همان نفخه اي است كه خدا در انسان دميد و او را متمايز از ديگر مخلوقات كرد : (و نفخت فيه من روحي) .
       اما اين بعد خود شامل مراتبي است ، انسان در واقع دارا ي سه بعد است :
       1 - بعد حيواني      2- بعد انساني     3- بعد الهي يا به عبارتي خود ِخودِ انسان . يعني انسان داراي سه لايه ي طبيعي ، مثالي و عقلي است . آنچه مهم است وجود اين بعد روحاني در پيكره ي او مي باشد با هر نام و عنواني .
     نفس و روح : همان جان آدمي است كه به اعتبارهاي مختلف عناوين مختلف مي گيرد . از آن جهت كه جنبه ما فوق جسماني دارد ، روح ناميده مي شود و از آن جهت كه ادراك كننده ي معقولات است عقل ناميده مي شود .
      قرآن معمولا هر جا از نفس سخن مي گويد به آن جنبه از حالاتي نظر دارد كه انسان مذمت شده و هر جا سخن از روح مي گويد به موارد تعالي انسان اشاره دارد.
      نفس داراي شئونات و مراتب مختلفي است كه عبارتند از : نفس مسوله (كه زشت را زيبا جلوه مي دهد) ، نفس اماره (كه امر به بدي مي كند) ، نفس لوامه (كه وجدان بيدار گر انسان است و ملامت گر است ) ، و نفس مطمئنه (كه در اطمينان است).
       نفس علاوه بر اين مراتب ، اميال و قوايي دارد كه استفاده ي صحيح و غير صحيح از آن در سعادت و شقاوت آدمي تأثير مي گذارد ، از اين اميال به اميال و غرائز اوليه تعبير مي شود كه عبارتند از : حب بقا ء و كمال خواهي و لذت جويي و سعادت طلبي كه هر سه ريشه در حب ذات و حب نفس دارند ، و هر كدام شاخه هاي مختلفي دارند كه به گونه هاي مختلف ظهور و بروز مي كند .
       يا آنجا كه قرآن از انسان به عنوان موجودي ضعيف ، حريص ، بخيل ، عجول و كفران نعمت و ... ياد مي كند به اين دسته از اميال طبيعي اشاره دارد .
       هدف ريشه يابي تك تك اين اميال نيست كه هر كدام به طور خصوصي در ذيل كدام ميل اصلي قرار مي گيرند ، بلكه مهم براي ما وجود اين اميال در انسان است و چگونگي جهت دهي آن ها . چرا كه هر يك از اين اميال چه اصلي چه فرعي في نفسه مورد مذمت نيست و همه براي رشد و كمال آدمي لازم و ضروري است .