کد مطلب: 14237 تعداد بازدید: ۱۵۹

مادرشناسی از دیدگاه قرآن و عترت

چهارشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۴
تحقیق پیش رو با عنوان مادرشناسی از دیدگاه قرآن و عترت با به کار گیری روش مروری تحلیلی و استنباطی در صدد پاسخگویی به این سؤالات می باشد که: جایگاه مادر در قرآن و عترت چیست؟ نقش تربیتی مادر در خانواده چگونه است؟ نقش تربیتی مادر در سازندگی اجتماع و تاریخ چگونه است؟ نقش های تربیت را چه آسیب هایی تهدید می کند؟ راه کارهای آسیب زدایی کدام است؟

 

معصومه شیرخانی

استاد راهنما:خانم دکتر سیده مژگان سخایی
اسفند92

مادری یکی از اساسی‌ترین جنبه‌های زندگی بیشتر زنان در سراسر جهان تلقی می‌شود و به عنوان توجه و مراقبت از کودکان، ارضای نیازهای مادی، عاطفی و روانی آن‌ها و احساس مسئولیت در قبال آنها می باشد[1]. در برخی دیدگاه ها که تکیه بر الزامات بیولوژیکی زنان است، مادری سرنوشت طبیعی زنان و کارکرد غریزی آنها است[2]. در فرهنگ آکسفورد معنای مادری این چنین آمده است: «زنی که کارهای مربوط به یک مادر را برای بچه انجام می‌دهد. همان جا در یک معنای فرعی، مادر را زنی راهبه که در دیر یا کلیسا زندگی می‌کند، می‌داند»[3].

در نگاه غربی برخی مانند استوارت میل به عنوان یک متفکر روشن فکر که در دفاع از حقوق و آزادی زنان سخن گفته است، علی‌رغم انتقاداتی که به تفکیک نقش‌ها داشت و بر لزوم برخورداری زنان از فرصت‌های حوزه عمومی تأکید می‌کرد، پیش‌بینی می‌کرد زنان متأهل، وظایف همسری و مادری را ترجیح دهند[4]. اما برخی دیگر مانند پارسونز اظهار می کرد که زنان بنابر نقش بیولوژیکیشان در تولید مثل، برای پرورش کودکان شایسته‌ترند. حال آنکه بیولوژی مردان، آنان را برای ایفای نقش‌های ابزاری، که مستلزم تأمین نیازهای اقتصادی و پیوند با جهان خارج است، کاملاً شایسته می‌سازد[5]. کدی استنتون بیان می دارد که مادران در دوره‌ای حاکم مطلق سرنوشت خود و سازنده آگاه و مدیر مسلط امور خانواده، فرزندان، کار، دین و حکومت بوده‌اند. جلوه‌های مختلف تمدن اولیه از کشاورزی، پزشکی، اهلی کردن حیوانات و…متأثر از خصلت‌ مادرانه تغذیه و مراقبت فرزندان بوده است. همچنین امور اجتماعی از قبیل علاقه به صلح و حس همنوع دوستی که عامل اصلی نظم اجتماعی بوده، از خوی زنانه منشاء می‌گرفته است. بنا به گفته او به طور کلی «الزامات مادری مبنای اصلی تلاش‌های تمدنی اولیه بود.[6]» از نظر او تأکید بر این مسئله برای این است که همه بدانند که مادران ما، در دوران طولانی در گذشته، نقش قدرت مسلط را بازی می‌کرده‌اند، و از این قدرت خود در جهت حفظ منافع انسانیت استفاده می‌کرده‌اند، و بر این مبنا، اگر این قدرت بار دیگر به آنان بازگردد و آنان نقش مسلط را بازی کنند، ما دوباره شاهد تمدنی خواهیم بود که در آن «دست کم جهل، فقر و جرم دیگر وجود نخواهد داشت[7]

بین مادر و مادری تمایز وجود دارد به گونه‌ای که بین زن و زنانگی تمایز وجود دارد؛ مادر از دید زیستی بر وجود زنی که قابلیت باروری داشته و صاحب فرزند شده گفته می‌شود اما مادری مفهومی اجتماعی –فرهنگی است و شامل تمام ویژگی‌های است که جامعه از مفهوم مادر در حافظه اجتماعی خود دارد. یعنی مفهوم مادری شامل تمام الگوهای زایشی، تربیتی، حمایتی، ایثار، فداکاری و یا برعکس الگوهای قدرتمند و تاثیر گذاری است[8].

با توجه به این مطالب و با توجه به این که مادر به عنوان یکی از ارکان خانواده جایگاه ویژه ای را در خانواده دارد و خانواده رکن اصلی اجتماع است و تاریخ با سیر جوامع ساخته می شود و همچنین با توجه به حملاتی که از سوی نظریه پردازان مختلف غربی از جمله فمنیست ها به مادر و جایگاه وی می شود و همچنین به دلیل آسیب هایی که در نتیجه این حملات و یا سهل انگاری مادران در قبال نقش ارزشمندشان صورت می گیرد، در این پژوهش بر آن شدیم که به تبیین جایگاه مادر و نقش تربیتی وی در قرآن کریم و روایات بپردازیم و همچنین آسیب هایی که این نقش را تهدید می کند مورد بررسی قرار دهیم و در راستای رسیدن به این هدف، در تلاش به پاسخگویی به این سؤالات هستیم که جایگاه مادر در قرآن و عترت چیست؟ نقش تربیتی مادر در خانواده چگونه است؟ نقش تربیتی مادر در سازندگی اجتماع و تاریخ چگونه است؟ و نقش های تربیت را چه آسیب هایی تهدید می کند و راه کارهای آسیب زدایی کدام است؟ برای پاسخگویی به این سؤالات در چهار فصل به بررسی پرداخته و هر فصل به بحث پیرامون یک سؤال می پردازد.

 


ضرورت و اهمیت تحقیق

همان طور که می‌دانید خانواده مهم‌ترین نهاد اجتماعی است که به رشد و تعالی نسل‌هایی می‌پردازد که باید آینده سازانی برای جامعه باشند. در نظام خانواده، نقش مادر نقشی اساسی و پر اهمیت است به گونه‌ای که می‌توان گفت سایر نقش‌ها در سایه نقش مادر در خانواده شکل می‌گیرند. اگر در خانواده‌ای، پدر نتواند نقش خود را به درستی ایفا کند، یک مادر این قدرت و توانمندی را دارد که خلأ‌های ناشی از نقش پدری را برای فرزندان، تا حدودی پر کند. به هر حال تاریخ و تجربه و نظر بسیاری از روان‌شناسان این موضوع را به اثبات می‌رساند که مادر، نقش قلبی تپنده را در سینه خانواده، ایفا می‌کند. اگر تغییر و مشکلی در این زمینه ایجاد شود، حیات سایر اعضای خانواده نیز، به خطر می‌افتد. خانواده نخستین کانون رشد و آرامش بشری است که مراقبت از آن مسئولیتی سنگین به شمار آمده و موجب نجات از رنج و عذاب دنیوی و اخروی خواهد گردید؛ قرآن کریم و روایات، برای خانواده اهمیت ویژه‌ای قائل شده و احکام و آداب فراوانی برای رشد و بالندگی آن مقرر کرده اند. پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آل و سلم می‌فرمایند: «بهترین شما کسانی هستند که برای خانواده خود بهترین باشند و من برای خانواده خود بهترین شما هستم[9]». حضرت امام رضا علیه‌السلام نیز می‌فرمایند: «هر کس روزی را از راه حلالش بجوید و برای خانواده‌اش هزینه کند، مجاهد در راه خداست[10]».
و یا خداوند در قرآن کریم می فرماید:
"و انسان را(نسبت)به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم. مادرش با تحملرنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنيا آورد و بار برداشتن و از شير گرفتناو سى ماه است تا آن گاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد مى‏گويدپروردگارا بر دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏اىسپاس گويم و كار شايسته‏اى انجام دهم كه آن را خوش دارى و فرزندانم را برايم شايستهگردان در حقيقت من به درگاه تو توبه آوردم و من ازفرمان‏پذيرانم[11]"
علاوه بر قرآن و عترت و روایات، بزرگان بسیاری نیز در زمینه مادر بحث و تجلیل نموده اند. به طور مثال بتهوون می گوید: " مادر سازنده جهان و تابلوی آفریدگار است."

با تمام این تفاسیر، در زمینه نقش مادری اعتقادات و افکار بسیاری وجود دارد.

اُکلی معتقد است «این واقعیت که طبیعت، فرایند شکل‌گیری و رشد جنین انسان و سپس تغذیه آن را در بدن زن تعبیه نموده است، نباید باعث شود وظیفه مراقبت و پرورش دادن نوزاد انسان به عهده زن قرار گیرد. به نظر اُکلی بزرگ کردن کودک که در دنیای معاصر به مسئولیتی پیچیده برای زنان تبدیل شده است، مسئله‌ای تاریخی و اجتماعی و لذا قابل تغییر است؛ بنابراین باید این مسئولیت از عهده زنان برداشته شود.»[12] کیت می‌لت نیز خواهان براندازی نقش مادری و پرورش کودکان به دست مردان یا نهادهای اجتماعی است؛[13] همچنین بعضی از رادیکال‌ها، رهایی زنان را در گرو رهایی از مادری زیست‌شناختی می‌دانند. فایرستون ریشه فرودستی و تمام بدبختی‌های زنان را در این می‌داند که طبیعت، قابلیت و ظرفیت پرورش و رشد جنین را در جسم او قرار داده است. او باروری را وضعیت غیرانسانی و مادری را ضد آزادی زنان ارزیابی می‌کند[14]. در مقابل برخی فمینیست‌ها با ورود تکنولوژی به موضوع مادری مخالفند و بر این باورند که مردان با تسلط بر علم پزشکی و دور نگه داشتن زنان از آن، توانستند بر فرایند تولید مثلی زن تسلط یابند. از این منظر، ظرفیت خاص تولید مثلی زن و مادری، برای زن قدرتی ایجاد می‌کند که مردان از آن بی‌بهره‌اند و لذا از آن هراس دارند؛ در نتیجه می‌خواهند این قدرت زنان را تحت کنترل خود درآورند[15].در نگاه ریچ، مادری به ‌منزله تجربه، در بدن زن محصور است و تحت نظارت فرهنگ و زبان نیست و به ‌طور مستقیم برای زنان دست‌یافتنی است؛ اما مادری به‌منزله نهاد، اطمینان می‌یابد که همه ظرفیت‌ها و همه انسان‌ها تحت کنترل مردان‌اند. از همین‌ روی، به نظر وی در فرهنگ‌های پدرسالار، مادری و زنانگی در کنار هم در نظر گرفته می‌شوند و هویت مادری امری طبیعی تلقی می‌گردد که مساوی زنانگی است. ریچ معتقد است این دو معنا با هم مرتبط‌اند؛ به گونه‌ای که یکی به‌شدت بر دیگری تحمیل شده است و دیگری را می‌پوشاند. او معتقد است که کنترل مذکر بر زایمان و مادری، مادری را به بستری ستم‌خیز برای زنان بدل کرده است؛ در‌حالی‌که مادری خود، امری مثبت است[16].

به هر حال آنچه مسلم است، نقش مادر، نقش بسيار اساسي و مهم در تربيت کودک است و ساير نقش هاي اعضاي خانوادههم چون پدر و ساير عوامل محيطي و حتي نقش هاي معلمي و استادي، در مراحل بعدياثرگذاري قرار مي گيرند. اهميت اين مطلب به قدري است که حضرت امام (ره) بسياري ازنابساماني ها و مشکلات تربيتي جامعه را، در نتيجه ي جدا شدن فرزند از مادر و عدمدرک محبت مادري و پيدايش عقده هاي ناشي از آن مي دانند و سلامت جامعه را در گروسلامت خانواده و سلامت روابط مادر و فرزند ارزيابي مي کنند[17].با توجه به اهمیت نقش مادر و قداست آن که همه ی ادیان الهی و دین خاتم و قرآن آن را تأکید کرده اند و با توجه به اینکه مادر در خانواده نقش آفرین است و خانواده در اجتماع نقش آفرین است و اجتماع در تاریخ، این تحقیق بر آن است که به تبیین ابعاد مختلف نقش مادری بپردازد و  آسیب شناسی و آسیب زدایی را کار کند.

اهداف و فوائد تحقیق

در این پژوهش جایگاه مادر در آیات و روایات و نقش تربیتی وی در خانواده و سازندگی اجتماعی و تاریخ مورد بررسی قرار می گیرد و این پژوهش فوائد تربیتی، اخلاقی و اجتماعی دارد و برای بانوانی که نقش تربیتی فرزندان را بر عهده دارند مورد استفاده می باشد و ایشان را از جایگاه والایشان در آیات  و روایات و آسیب هایی که نقش تربیتی آنها را تهدید می کند آگاه می سازد.

مفاهیم و اصطلاحات کلیدی

 مادر

در لفظ و لغت، کلمه مادر، به صورت جمع و مفرد مانند: «ام» و «والدتي»، «امّ موسي»، «والدات» و «امهات» و امثال آن در قرآن آمده است[18].
مادر، اصل و پايه هر چيزى كه چيزهاى ديگر به آن منضم شود، معظم چيزها[19]

اُمّ (مادر)؛ یعنی فرد وابسته به تربیت مادر را می­گویند[20]

قرآن

وحى نامه اعجازآمیز الهى است كه به زبان عربى، به عین الفاظ توسط فرشته امین وحى، جبرئیل، از جانب خداوند و از لوح محفوظ، بر قلب و زبان پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله والسلم) هـم اجمالاً یكباره و هم تفصیلاً در مدت بیست و سه سال نازل شده و حضرت آن را بر گـروهـى از اصـحـاب خـود خوانده و كاتبان وحى، از میان اصحاب، آن را با نظارت مستقیم و مـسـتـمر حضرت نوشته اند و حافظان بسیار، هم از میان اصحاب، آن را حفظ و به تواتر نقل كـرده اند.

بنابراین قرآن منبعی است که معصومانه دریافت و حفظ شده و برای هدایت انسان ها استفاده می شود.

عترت

اهل شیعه عترت را همان طوري كه در خود صحيح مسلم هم آمده كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) وقتي اين آيه نازل شد:
«إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ و َيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا[21]»تعریف می کنند. روايتي هم از خود عايشه ام المؤمنين است و مي گويد:
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمد و علي و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام) را در يك پتو مانندي جمع كرد و گفت: أللهم هؤلاء أهل بيتي، إذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا.
ما اين ها را أهل بيت (عليهم السلام) و عترت مي دانيم.

ثقلین

همان قرآن و عترت است که هردو معصومانه هستند و باید کنار هم باشند و اگر یکی نباشد هدایت دچار مشکل می شود.

آسیب شناسی

منظور از آسیب شناسی، شناسایی آن دسته از عوامل مهم و موثری است که به وجود آمدن و یا تداوم حیات آنها می تواند فرآیند تحقق هر نظام و سیستمی را متوقف و یا به صورت محسوس کند نماید.

تربیت

زبان‌شناسان و فرهنگ واژه‌ها چنین برمی‌آید که «تربیت» مصدر باب «تفعیل» و دارای سه ریشه است:
۱- ربأ، یربؤ (= فعل مهموز) ۲- ربی، یربی (= فعل ناقص) ۳- رب، یرب (= فعل مضاعف) تربیت چون از «ربا، یربو» باشد، رشد کردن و برآمدن و قد کشیدن و بالیدن را می‌رساند. ابن منظور در لسان العرب می‌گوید: «رَبا الشی‏ءُ یَرْبُو رُبُوّاً و رِباءً: زاد و نما.»[22]؛ یعنی چیزی رشد کرد و افزوده شد. ابن عربی با در نظرداشت همین ریشه تربیت گفته است: «فَمَن یَکُ سائلاً عَنِّی فَإنّی بمکه منزلی و بها ربّیتُ» «اگر کسی از من بپرسد (کیستی؟) خواهم گفت: اقامتگاه من مکه است و در همان جا قد کشیده و بالیده‌ام.». اگر تربیت برگرفته از «ربی، یربی» باشد، معنایش افزودن، پروراندن، برکشیدن، برآوردن، رویانیدن و تغذیه کودک است. تربیت از ریشه «رب، یرب» در معانی زیر آمده است: پروردن، سرپرستی و رهبری کردن، رساندن به فرجام، نیکو کردن، به تعالی و کمال رساندن، ارزنده ساختن، از افراط و تفریط درآوردن، به اعتدال بردن، استوار و متین کردن. گویا با لحاظ همین ریشه و معنای تربیت بوده که در اقرب الموارد آورده است: «رباه یربی تربیه: جعله یربو و غذاه و هذبه»؛ «او را تربیت کرد؛ یعنی غذا داد و پیراسته‌اش کرد.» 

تعليم و تربيت، عبارت است از فراهم آوردن زمينه ها و عوامل به فعليت رساندن ياشكوفا ساختن شخص در جهت رشد و تكامل اختياري او به سوي هدف هاي مطلوب وبر اساس برنامه اي سنجيده شده[23].


[1] اقدس ، یزدی،  «اخلاق مادری در اسلام و فمینیسم»، فصلنامه علمی- پژوهشی دانشگاه قم شماره سوم ، سال دهم،(۱۳۸۸)صص ۱۵۱-۱۸۳.
[2]همان، ص 50
[3]فاطمه، همدانیان،  حقوق مادری در مبانی قانونگذاری اسلامی و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی.(۱۳۸۸)، ص 828
[4]ریک، ویلفورد،  فمینیسم: مقدمه‌ای بر ایدئولوژی‌های سیاسی، ترجمه محمد قائد؛ تهران: نشر مرکز،(۱۳۷۵)ص 358
[5] اقدس یزدی، همان ، ص 58
[6]مرتضی مردی‌ها،  «فمینیسم و رمانتیسم» مجله زنان در توسعه و سیاست، شماره ۱۲،(۱۳۸۴)، ص 144
[7]همان، ص 147
[8] شهرام پرستش، و خدیجه شیرخانلو،«تحول نقش مادری در رمانهای معاصر زنان» در مجله الکترونیکی فصل نو، (۱۳۸۹) ، ص39
[9] شیخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ترجمه محمدجواد غفاری، ج ۳، بی جا، نشرصدوق، (1367)، ص ۲۸۱
[10]شیخ صدوق، الامالی، بی جا، انتشارات کتابچی، چاپ ،ششم (1376)، ص 93
[11] سوره احقاف(۴۶) ، آیه: ۱۵
[12]حمیرا مشیرزاده،  از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم، تهران نشر و پژوهش شیرازه،(۱۳۹۰)ص 285
[13]همان، ص 109
[14]هام مگی، سارا گمبل، فرهنگ نظریه‌های فمینیستی، ترجمه فیروزه مهاجر، نوشین احمدی خراسانی و فرخ قره داغی، تهران: نشر توسعه،  (۱۳۸۲) صص ۲۹۰-۲۹۱
[15] جین فریدمن، فمینیسم، ترجمه فیروزه مهاجر، تهران: نشر آشتیان،(۱۳۸۳)ص 114
[16]همان
[17] محمدرضا شرفی، تربيت اسلامي با تاكيد بر ديدگاههاي امام خميني ره نشر : تهران، نشر پنجره (۱۳۷۹)، ص 143
علی بن ابراهیم قمی، تفسیرقمی، قم، دارالکتاب، 1367،ص 182

[19]عبدالرؤف ابو رزق مصرى،معجم القرآن و هو قاموس مفردات القرآن، ترحمه راغب اصفهانی، قاهره،1948م، ص218

[20]همان
[21] سوره أحزاب(33)، آيه33
[22] محمدبن مکرم، ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دارصادر، (1414)، ص 305
[23] هاشم، ندایی، فلسفه تعليم و تربيت. ج 1،  چاپ دوم، تهران، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه(سمت)، 1374، صص 341-366